عنوان
بررسي حس تعلق به مکان در خيابان چهارباغ اصفهان با رويکرد پديدارشناسي
نویسنده (گان)
علي نيا,فاطمه;جباريان,فاطمه
چکیده مقاله
يکي از معاني مهم و مؤثر در ارتباط انسان و محيط، حس تعلق مي¬باشد. همچنين حس تعلق از معيارهاي ارزيابي محيط-هاي باکيفيت بوده و در معماري و رشته¬هاي طراحي محيطي، ويژگي¬هاي کالبدي و روابط اجزاء کالبدي با تأمين و تأکيد بر فعاليت¬هاي اجتماعي محيط، نقش مهم و مؤثر در شکل¬گيري حس تعلق دارا مي¬باشد. با نگاهي به معماري سنتي ايران حضور حس تعلق در اکثر آثار اصيل به خوبي مشهود است. در اين پژوهش، حس تعلق در خيابان چهارباغ، به عنوان يک نمونه شاخص معماري صفوي که با گذشت زمان بيش از پيش ارزش¬هاي نهفته¬ خود را هويدا مي¬کند مورد بررسي قرار گرفته است. خيابان چهارباغ، اولين خياباني است که بر اساس نقشه از پيش تعيين شده و بر اساس طرح جامع شهري شاه عباس اول صفوي در شهر اصفهان با ويژگي¬هاي پايدار، زيبا، مفرح و جذاب براي گردشگري طرح¬ريزي شده و پاسخگوي نيازهاي مختلف عملکردي، زيست محيطي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي مردمان عهد صفوي بوده است. هر بنا و اثر معماري اصيل بر ارزشهايي استوار است که تأثير گذر زمان بر آن کمرنگ است و همچنان با حفظ ارزش¬هاي خود مي¬تواند به حيات خود ادامه دهد. هنگامي که صحبت از معماري فردا مي¬شود اين پرسش مطرح مي¬شود که چگونه مي¬توان ارزش¬هاي اصيل آثارگذشته را شناسايي و با مصالح و تکنيک¬هاي جديد در هم آميخته و سير نزولي و معماري بي¬هويت امروز را تغيير جهت داده و در مسير تازه¬اي قرار داد که آنچه که تشکيل¬دهنده فضاهاي معماري و شهرسازي فردا است هويت و معناي اصيل خود را بازيابد. از آنجا که اصطلاح معنا، آشکارا بر چيزي دلالت دارد که نمي¬تواند کمي باشد و از سويي ديگر، توانايي رويکرد پديدارشناسي، در ايجاد محيط واجد معنا و هويت از طريق خلق مکان¬هاي سرشار از حس و روح مکان مي باشد، چنين به نظر مي¬رسد که مي¬بايستي در رويکردي پديدارشناسانه، مکان¬ها را مورد ارزيابي قرار داد تا بتوان به ادراک و تعيين معنا در معماري و شهرسازي دست يافت. در همين راستا به بررسي ديدگاه رلف، به عنوان يک پديدارشناس، در مورد حس تعلق پرداخته و مؤلفه-هاي موردنظر رلف در خيابان چهارباغ اصفهان بررسي و تحليل خواهد شد.

متن کامل مقاله